گرگ ها را به چرا بردن - Çêrandêni Guran
"گرگ" در اينجا استعاره ايست از نيات و رفتارهاي پليد هر يک از ما. چوپان گرگها ضمن احترام به شخصيت تک تک افراد، تنها اين پليدي ها را به چالش مي کشد. پليدي هايي که ممکن است هر يک از ما در عين بزرگواري به آنها آلوده شويم.
جام جهانی!

کلی حرف!
تو ۴ روز گذشته من تمام وقتم را با اینها گذروندم. چه حالی کردم من!
آقا فردا ساعت ۵، اوکی؟ صدای علیرضا بود که انگار عجله هم داشت.
اوکی. نپرسیدم چی اوکی؟
فردا اومد. ساعت ۷ پیام، جهان، علیرضا و من و یه نفر دیگه از "جنس آتیش" تو جاده فیروزکوه بودیم. بعدا عباس هم به ما اضافه شد، البته حاج عباس!
جنگل هیبتی دارد که نگو! سکوتی دارد که نگو. کلی پرنده و جانور دیگه دور روبرت سر و صدا می کنند اما احساس سکوت و آرامش داری در عین خوف. باور کنید من جنگل زده شدم.
نتیجه گیری:
جزییات سفر رو بعدا می گم، فعلا تو کف همین یه ذره بمونید!