تبليغاتX
گرگ ها را به چرا بردن - Çêrandêni Guran
Iran


گرگ ها را به چرا بردن - Çêrandêni Guran

"گرگ" در اينجا استعاره ايست از نيات و رفتارهاي پليد هر يک از ما. چوپان گرگها ضمن احترام به شخصيت تک تک افراد، تنها اين پليدي ها را به چالش مي کشد. پليدي هايي که ممکن است هر يک از ما در عين بزرگواري به آنها آلوده شويم.



اتوبوس

یه روز بارونی، اتوبوس خالی و خیابانهای خلوت، این دقیقا چیزیه که من باهاش حال می کنم. میشه شهر رو تو بیست دقیقه اسکن کرد.

هر چند معتقدم اتوبوس شرکت واحد گزینه ای مناسب برای احترام به شخصیت شهروندان نیست. بیشتر وقتها آدمهای داخل اتوبوس مثل سیب زمینی توی گونی هستند! برای همین به ندرت سوار اتوبوس می شوم. اونم تنها تو مسیرها و زمانهایی که توقف کم و مسافر کمتر است: حول و حوش ۸ تا ۹ شب عالیه!

دیروز تو آخرین صندلی تک نفره قسمت آقایون نشستم. رو صندلی لم دادم، لنگامو دراز کردم و به ۵ ردیف صندلی خالی جلوتر از خودم خیره شدم. اتوبوس از متروی میرداماد راه افتاد.

دیدن شهر از تو ماشین با دیدن شهر از تو اتوبوس فرق داره. ارتفاعت بیشتره و از بالا به پایین نگاه می کنی: به آدمها، مغازه ها و بیشتر چیزهای تو مسیر. خلاصه اینکه بهتر میشه زیر پوست شهر رفت.

من پارک وی پیاده شدم تا بقیه مسیر رو با تاکسی برم. به نظرم خیابون ولیعصر از سر نیایش تا تجریش زیبایی بی نظیری داره مخصوصا دور و بر پارک ملت تا پارک وی. حتی زیباتر از چهارباغ اصفهان، بلوار سجاد و دور و بر پارک ملت مشهد، خیابونهای دور و بر فلکه نمازی و فلکه ستاد شیراز. بیشتر این زیبایی هم مال درختان سر به فلک کشیده دو طرف خیابون ولیعصره.

همه به جرم مستی سر دار ملامت
ميميريم و ميخونيم سر ساقی سلامت
يه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

- آقا کرایه چقدر میشه؟

- ۱۰۰ تومن

پباده شدم. تاکسی صدای هایده رو با خودش برد.

 

 

قوچان

شهری سرسبز و نسبتا تمیز با تابستانهای خنک و زمستانهای سرد. قرار گرفته در ۱۲۰ کیلومتری غرب مشهد. چند روز پیش که گذرم به آنجا خورد گویی تمام مردم این شهر به خیابانها ریخته بودند.

شهر در واقع یک بعلاوه است با 3 میدان اصلی (میدان ساعت در مرکز شهر قرار دارد). قوچان 4 بازار دارد به نامهای قوچان، مشهد، سبزوار و عشق آباد که در میدان ساعت به هم می رسند. بازار عشق آباد در واقع مدرن ترین و پر ترافیک ترین بازار قوچان است.

دورتادور میدان ساعت، بازاری دایره وار است با حرفه هایی سنتی تا مدرن: از لوله بخاری سازی گرفته تا طلافروشی و لوازم کادویی. درست کنار همین میدان و روبروی چند فروشگاه مدرن چند پیرمرد و پیر زن بر روی قیمت چند مخزن آب قدیمی (شبیه بشکه اما با یک قاعده کاملا باز) جر و بحث می کردند. فکر می کنم معامله با مخزنی 500 تومان تمام شد.

- حاله ته رنده؟ چرری؟ خزان مزان رندن؟

- ته نه کو؟

- هاته نی خرید.

- هون نه نه؟

این گفتگوی چند خانم کرمانج بود که اتفاقی یکدیگر را در بازار دیده بودند. اینطور به نظر می آید که مردم قوچان عمدتا کرمانج (نوعی کردی) می باشند. گویش فارسی آنها شبیه مشهدی است البته با تفاوتهایی بارز. ترکی شمال خراسان هم گویشی دیگری است که در این شهر رواج دارد.

کافی نتهای شهر کیفیت قابل قبولی داشتند و سرعت اینترنت هم خوب بود. بانکها اخیرا عابر بانکهایی را در آن نصب کرده اند. این را به خوبی می توان از پرده هایی که بر سر در بانکها نصب شده است، فهمید.

قوچان موقعیت بهتری نسبت به شهرهای اطرافش دارد اما چندان صنعتی نیست و مهم ترین کارخانه آن همان آساک دوچرخ معروف است. می توان آنرا در نوار شمالی خراسان بزرگ (شمال رشته کوه بینالود) سومین شهر بعد از شهرهای مشهد و بجنورد دانست.

سرشاخه اصلی رودخانه اترک که به دریای خزر می ریزد در قوچان قرار دارد که اخیرا سد تبارک بر روی آن ساخته شده است. سد منظره زیبایی دارد و مردم بسیاری در اطراف آن به تفریح و گردش می پردازند. بوی سنت را به خوبی می توان در شهر احساس کرد.

هر وقت که به قوچان گذرم می خورد، می دانم که اوقات خوبی پیش روی دارم. هر چند که معمولا بیشتر از چند ساعت توقف ندارم.

چرا به سفر به قوچان تشویق می شوید؟

توضیح ضروری: پارک ملی تندوره در شهرستان درگز - واقع در شمال قوچان - قرار دارد که خبرنگار روزنامه شرق اشتباها آنرا جزو قوچان دانسته است.

 

حرف تا عمل

علی (ع) گفته است که دفاع از عدالت در حرف آسان و در عمل بسیار سخت است. چند روز گذشته به این گفته فکر می کردم و حقیقتا درست گفته است.

نمی دونم چی بگم. خیلی از چیزهایی رو که اینجا می نویسم برای خود من هم اجرای آنها سخت است و یا حتی آنقدر انجام دادن انها برایم عادی شده است که به درستی یا نادرستی آن اصلا فکر نمی کنم.

بسیاری از ما جوانان از نداشتن ایدئولوژی مشخص در زندگی مان، ضربه پذیر شده ایم. بد شانسی ما این بود که جوانان عصری شدیم که تغییرات شدید فرهنگی و اجتماعی در آن در حال وقوع است.

بزرگترهای ما که ثبات شخصیت کمی و بیشی دارند هم مانده اند چه بکنند. امیدوارم ما جوانان راهی را برنگزینیم که ... جدا" نمی دونم ادامه این جمله چیه؟

شما چه نظری دارید؟

 



صفحه نخست

پست الکترونيک

آخرين چراندن ها
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پيوندها
ایران سئو
فروشگاه گل
پسته
فارکس
فارکس
تور و خدمات سفر
از درگز
چراگاه


XML/RSS

طراحي سايت با رهنمون