بروید غاز بچرانید، دلتان الکی خوش است!
صحبتهای بسیاری درباره وبلاگ و وبلاگ نویسی جامعه کاربران ایرانی می شود و بارها شنیده ایم که رتبه ما در بین کشورها 3، 4، 5 و یا 6 است. برخی هم چنان این را با افتخار می گویند که انگار فیلی هوا شده است.
نه آقا هیج خبری نیست. ما دنیایی از وبلاگهای چرت و پرت و چرند داریم که اصلا جای افتخار ندارند. وبلاگهای با کیفیت موجود بیشتر از 1 درصد کل وبلاگهای کاربران ایرانی هم نیست. شاید به جرات بتوان گفت که 1000 وبلاگ درست و حسابی بیشتر نداریم.
لطفا اینقدر پتک آمار را ناآگاهانه بر سر جامعه فرود نیاورید. نمی گویم که آن گروه کثیر وبلاگها هیج ارزشی ندارند بلکه منظورم این است اگر آمار ارایه می دهید لطفا از جانب وبلاگهای با کیفیت و پر محتوا سخن نگویید.
همین که شخصی به خود جرات می دهد و چیزی می نویسد به خودی خود ارزش دارد و نمی توانیم این تاثیر وبلاگ نویسی را نادیده بگیریم اما نمی توانیم اهمیت "محتوای ارزشمند" را نیز نادیده بگیریم.
اگر در خارج از ایران وبلاگ ابزاری برای بازاریابی، کسب درآمد، ارتباط با مشتریان، بیان دیدگاهها و ... غیره هم است متاسفانه این جنبه آن در ایران بسیار کم رنگ است.
ما در وبلاگهایمان می نالیم، عاشق می شویم، از معشوق می گوییم، اعتراض می کنیم و خیلی هنر کنیم به چند جای دیگر هم لینک می دهیم. واقعا فقط همین؟
وبلاگ ارزش کمی بین ما ایرانیها دارد در حالیکه می توانست ارج و قرب بیشتری داشته باشد. در ابتدا به آن هجوم آوردیم و پشت سرهم وبلاگ ساختیم در حالیکه نمی دانستیم چیست؟ در ادامه خیلی بد آنرا معرفی کردیم و این پدیده عادی اجتماعی را سیاسی اش کردیم. چالش درست کردیم و مفهومش را کم ارزش کردیم و دست آخر در آن ماندیم.
حالا از آن همه فعالیت فقط مشتی وبلاگ ... مانده است در حالی که همان گروه کثیر چرت و پرت نویسان امروزین می توانستند اکنون جور دیگری بنویسند و هیجان بی ارزش نویسی را در همان ابتدای کار فراموش کنند و شاید اکنون دهها هزار وبلاگ مفید و فعال وجود داشت.
نتیجه آنکه طیف خوش فکر و دست به قلم ما وبلاگ را جدی نمی گیرد. آیا محتوای وبلاگها حداقل به اندازه یک دهم محتوای کتابها، جدی گرفته می شود؟
لطفا ...